نام: | |
ايميل: | |
توضيح قبل از متن:فراست يعني در يافتن باطن چيزي با نظر به ظاهر آن.
در تحقيق فراست اوليا روايت کنند که اميرالمؤمنين علي روزي قدم در رکاب مرکب ميکرد تا به غزاة (جنگ) شود. مردي منجم بيامد و رکاب او گرفت. گفت: يا علي! امروز به حکم نجوم در طالع تو نگاه کردم تو را روي رفتن نيست که تو را نصرت نخواهد بود. علي گويد: دور اي مرد از برِ مرکب من! حيدر کرار بدان قدم در رکاب کرده است تا چون تويي رکاب او گيرد و بازگرداند؟ دور باش از برِ من که انديشه من کم از آن اثر نکند که خورشيد در فلک. اگر فلک را از بهر کاري در گردش آوردهاند ما را نيز هم از بهر کاري در روش آوردهاند. ... من بدين حرف خواهم شد و جز امروز حرب نخواهم کرد که مرا به فراست باطن معلوم شده است که از اين لشکر من نُه کشته شود والله که ده نبوَد و از لشکر دشمن نُه بجهند والله که ده نجهند.
چون حيدر به حرب بيرون شد، عزيزي پيش رفت کشته شد، ديگري و ديگري، تا عدد نـُه تمام شد. آنگه درآمدند گرد لشکر متمردان همه را کشتند مگر نُه تن که از تيغ حيدر بجستند ... تا تو را معلوم گردد که تأثير دل بنده مؤمن پيش از تأثير فلک است در آسمان.
متن فوق برگفته از تفسير کشف الاسرار و عدة الابرار ميبدي است.