<* بر بساط نکته دانان...*>
 RSS  | خانه | ارتباط با من | شناخت نامه | پارسي بلاگ|مجموع بازديدها: 20292 | بازديدهاي امروز: 8| بازديدهاي ديروز: 17
درباره خودم
بيزاري؟ چرا؟ - بر بساط نکته دانان...
محمد کاظم حقاني فضل[125]
طلبه حوزه علميه قم هستم. ورودي سال 72. ديپلمي هم از دوران دبيرستان برايم مانده در رشته رياضي. بيشتر علاقه‏ام مسائل فلسفي کلامي و نيز کلام جديد است. نيمچه تحصيلاتي هم در رشته تخصصي کلام در موسسه امام صادق(ع) قم داشته‏ام. از سال 78 هم مشغول درس خارج شده‏ام. چيزهايي هم اين طرف و آن طرف نوشته‏ام. که بعضي از آن‏ها را از لينک روزانه مي‏توانيد ببينيد.
لوگوي وبلاگ

پيوندها و مقالاتم
تاريخ وبلاگ
جستجو
خانه دوست
اشتراک

نام:

ايميل:

 
ياهو

 به همت يکي از دوستان سال‌هاي اول طلبگي روضه ماهانه‌‌اي در آخرين شب جمعه هر ماه قمري برپا مي‌شود، معمولا هم در منزل خودش، البته گاهي هم ديگران ميزبان مي شوند. ديشب از آن مواردي بود که روضه در منزل يکي ديگر از دوستان تشکيل شده بود. کسي که سخنراني مي‌کرد در بين صحبت‌ هايش اشاره‌اي داشت به رواياتي که ولايت نسبت به اهل بيت(ع) را کافي ندانسته و برائت از دشمنان ايشان را نيز لازم مي دانند و به روايتي از امام صادق(ع) اشاره کرد که حضرت فرموده بودند: دروغ مي گويد کسي که مدعي محبت ماست ولي از دشمن ما برائت نمي جويد(بحار الانوار ج 27 ص 58).
سخنان او پرسشي قديمي را در ذهن من زنده کرد که واقعا چرا بايد چنين باشد؟ و برائت از دشمنان اهل بيت چه لزومي و چه جايگاهي دارد.  و روشن است که منظور فقط ولايت و برائت قلبي نيست که خرجي ندارد چرا که دشمني با دشمنان در کنج خانه ثمري براي کسي ندارد. فکر مي‌کردم خوب اين که ما برويم و مثلا در خيابان‌هاي قم مرگ بر و درود بر  بگوييم چه فايده‌اي دارد؟ آيا حرم امام هادي(ع) تعمير مي‌شود؟ يا مثلا آن که بمب گذاشته احساس پشيماني مي‌کند؟ يا اين که ما در سالروز شهادت امام سجاد(ع) بني اميه و بني مروان را لعنت کنيم يا زيارت عاشورا بخوانيم و صد بار لعن بفرستيم چه مي‌شود؟
در پي پاسخ بودم که حالات خودم در سالهاي اوليه بعد از دوم خرداد يادم آمد که به شدت نسبت به کلمه خاتمي حساس بودم و اگر احساس مي‌کردم کسي مي‌خواهد  نسبت به او بد بگويد تمام وجودم به جوش مي‌آمد و تا مي‌توانستم از او دفاع مي‌کردم. الان هم گاهي اين حالت به من دست مي‌دهد يعني نيرويي از درون مرا به دفاع از او و حمله به طرف مقابل مي‌خواند هر چند خودم را کنترل مي‌کنم. اين حالت را بر مسأله برائت تطبيق کردم. نتيجه آن‌که اصولا وقتي کسي به کسي يا چيزي دلبسته است و محبت به او دارد خود بخود در مقابل دشمنش واکنش نشان مي‌دهد و نمي‌تواند سکوت کند. در واقع لازمه منطقي و نيز روان‌شناختي ولايت، برائت است. و همان‌ طور که امام صادق(ع) فرموده‌اند عدم برائت نشانه‌اي است از عدم ولايت و فرد مدعي ولايت ولي بدون برائت، حتي اگر خودش گمان کند که ولايت مدار است گرفتار نوعي خودفريبي شده زيرا انساني که کسي را دوست دارد نمي تواند در برابر تعرض به او ساکت بماند. اگر ساکت ماند معلوم مي‌شود که محبت او ضعيف است. و با اين حساب اصلا برائت نياز به توصيه ندارد و همان توصيه به ولايت کافي است و مي‌توان گفت آن‌چه درباره برائت آمده نوعي نشانه شناسي است که هر کس مقدار برائت خود را بسنجد تا بفهمد که چقدر ولايت دارد. اهميت اين نشانه ناشي از آن است که معمولا مخاطراتي که اعلام برائت دارد، ولايت و اعلام دوستي ندارد..


وظيفه ما اعلام بيزاري از کاريکاتوريست‌هاي توهين کننده و نيز عوامل انفجار حرم عسگريين (ع)‌ و فرستادن لعن بر دشمنان ايشان است حتي اگر بر فرض، ثمري عيني نداشته باشد.
حال اين که راه برائت حتما آتش زدن سفارت خانه‌ها يا حمله به معتقدان ساير مذاهب باشد يا اين که بتوان با روشي بهتر و مفيدتر هم اعتراض و اعلام برائت کرد البته بحث ديگري است.




نويسنده: محمد کاظم حقاني فضل(جمعه 5/12/1384 :: ساعت 11:49 عصر)


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ