نام: | |
ايميل: | |
بر اساس فهم من از آيات و روايت و نيز يافتههايم از بساط نکته دانان، يکي ازآفات دينداري همين است. يعني خود دينداري. وقتي کسي به آموزههاي ديني عمل ميکند و احساس ميکند که اين اعمال او را به جايي خواهد رساند و دل در گرو اين اعمال قرار دهد در بزرگترين چاه دين داري افتاده است.
شنيدهايد که هر مؤمني با دو نور خوف و رجاء زنده است؟ کسي که اهل دينداري است چرا بايد خوف داشته باشد؟ از چه چيز بترسد مگر مطيع پروردگار نيست؟
دو نکته بالا کمي به هر مربوطند. توضيحش بماند براي پست بعدي و بعد از ديدن نظريات شما، البته اگر لطف کنيد و نظر بدهيد