<* بر بساط نکته دانان...*>
 RSS  | خانه | ارتباط با من | شناخت نامه | پارسي بلاگ|مجموع بازديدها: 20292 | بازديدهاي امروز: 8| بازديدهاي ديروز: 17
درباره خودم
کودتا عليه خود - بر بساط نکته دانان...
محمد کاظم حقاني فضل[125]
طلبه حوزه علميه قم هستم. ورودي سال 72. ديپلمي هم از دوران دبيرستان برايم مانده در رشته رياضي. بيشتر علاقه‏ام مسائل فلسفي کلامي و نيز کلام جديد است. نيمچه تحصيلاتي هم در رشته تخصصي کلام در موسسه امام صادق(ع) قم داشته‏ام. از سال 78 هم مشغول درس خارج شده‏ام. چيزهايي هم اين طرف و آن طرف نوشته‏ام. که بعضي از آن‏ها را از لينک روزانه مي‏توانيد ببينيد.
لوگوي وبلاگ

پيوندها و مقالاتم
تاريخ وبلاگ
جستجو
خانه دوست
اشتراک

نام:

ايميل:

 
ياهو
 ديروز(14 فروردين) روزنامه شرق سرمقاله جالبي داشت درباره امکان زلزله در تهران و تأکيد نويسنده اين بود که چرا ما با اين که براي بسياري از جزئيات زندگي به توصيه کارشناسان گوش مي کنيم و حتي به رمالان هم مراجعه مي کنيم و گاهي به فال قهوه هم اعتماد مي کنيم، درباره زلزله تهران که هميشه مورد هشدار است وقعي نمي نهيم و اصلا چرا تهران را ترک نمي‌کنيم؟

اين سرمقاله مرا به افکار چند سال پيشم باز گرداند؟ که چرا انسان‌ها درباره برخي از مسائل فکر نمي‌کنند و با وجود داشتن آگاهي خلاف علم خودشان عمل مي‌کنند؟ آن موقع به نظرم رسيد که فکر کردن درباره برخي مسائل باعث ايجاد پرسش‌هايي مي‌شود که يافتن پاسخ آن‌ها مساوي است با زير و رو کردن تمام زندگي و انديشه‌ها و باورهاي يک نفر. باور کنيد اين کار عذاب غير قابل تحملي است.


 مثلاً همين سؤال فوق، در پي خود اين سؤال را خواهد آورد که اصلا چرا در  تهرانيم؟ فرق تهران با ساير شهرها چيست؟ آن‌چه تهران دارد خوب است يا بد؟ آيا از امکانات تهران مي توان گذشت؟ اگر نه پس مردم ساير شهرها چه ميکنند؟ عادت کرده‌اند؟ چرا ما عادت نکنيم؟  اگر شغلمان چنين اقتضا مي‌کند چرا شغل ديگري نداريم؟  و و و ... من احساس مي‌کنم اگر کسي بنا داشته باشد به تمام اين پرسش‌ها پاسخي قانع کننده بدهد بايد تمام گذشته و بلکه تمام باورهاي ريز و درشت خود را مرور کند و هر يک را دوباره ارزيابي کند؟ به نظر شما اين اتفاق ويرانگر را مي‌توان تحمل کرد؟ آيا مي‌توان عليه خود کودتا کرد؟


ما انسان ها که اعجوبه‌هاي خلقت هستيم راه حل ساده تري داريم!! پاک کردن صورت مسأله، يا همان که مي‌توان غفلت ناميدش، منتها اين بار غفلتي خود خواسته. در حالي که قرآن ما را به بازنگري در عقايد گذشتگان مي‌خواند و براي عقايد اصيل برهان طلب مي‌کند و هدف از عبادت را يقين معرفي مي‌کند.


به نظر من هر کسي که مهاجرت مي‌کند اين برتري را بر ديگران دارد که با مشهورات محيط خود مخالفت کرده و گذشته خود را بازنگري کرده است. ممکن است او در تشخيص خود اشتباه کند و به جاي کعبه به ترکستان مهاجرت کند ولي در نظر من هر کسي که باورهاي خود را به چالش مي‌کشد و دوباره خواني مي‌کند بر ديگراني که از فکرهاي سهمگين مي‌گريزند برتري دارد.


قبلاً هم درباره ارزش مهاجران نوشته بودم، شايد اين نکته نيز يکي از وجوه ارزشمندي مهاجران در قاموس اسلام باشد.


هرکس در راه خدا هجرت کند در زمين جاهاي امن فراوان و وسعت مي‌يابد(سوره نساء 100)




نويسنده: محمد کاظم حقاني فضل(سه‏شنبه 15/1/1385 :: ساعت 8:19 عصر)


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ