<* بر بساط نکته دانان...*>
 RSS  | خانه | ارتباط با من | شناخت نامه | پارسي بلاگ|مجموع بازديدها: 20292 | بازديدهاي امروز: 8| بازديدهاي ديروز: 17
درباره خودم
حجاب غير ديني - بر بساط نکته دانان...
محمد کاظم حقاني فضل[125]
طلبه حوزه علميه قم هستم. ورودي سال 72. ديپلمي هم از دوران دبيرستان برايم مانده در رشته رياضي. بيشتر علاقه‏ام مسائل فلسفي کلامي و نيز کلام جديد است. نيمچه تحصيلاتي هم در رشته تخصصي کلام در موسسه امام صادق(ع) قم داشته‏ام. از سال 78 هم مشغول درس خارج شده‏ام. چيزهايي هم اين طرف و آن طرف نوشته‏ام. که بعضي از آن‏ها را از لينک روزانه مي‏توانيد ببينيد.
لوگوي وبلاگ

پيوندها و مقالاتم
تاريخ وبلاگ
جستجو
خانه دوست
اشتراک

نام:

ايميل:

 
ياهو
 حجاب بحث رايج اين دو سه روزه شده و عده‌اي خواهان برخورد با بد حجاب‌ها شده‌اند. روز  چهار شنبه هم روزنامه شرق در سرمقاله‌اش به اين نکته اشاره کرده بود که برخي از زنان ايراني به محض خروج هواپيما از مرز ايران تغيير چهره داده و مانتو و روسري ها را به کناري مي گذارند و هنگام بازگشت به ايران هم همين اتفاق مي‌افتد و آرايش‌ها پاک شده و مانتو و روسري ها دوباره برقرار مي‌شود. نويسنده نتيجه خاصي از نوشته اش نگرفته بود ولي روشن است که اين تغيير، ناگهاني ريشه در هويت انسان‌ها دارد.

چند روز پيش هم در تلويزيون يکي از خانم‌هاي تجمع کننده در برابر مجلس مي‌گفت بد‌حجاب‌ها هويت ندارند.


من هم معتقدم که حجاب و کلاً پوشش به هويت انسان مربوط است ولي قائل نيستم که بد حجاب‌ها هويت ندارند و يا هويت ديني ندارند.


دليل اين مدعا هم اين است که حجاب با آن‌که جزو ضروريات دين است ولي در جامعه ما بيش از آن‌که رنگ ديني داشته باشد رنگ سنت به خود گرفته است. سنت مجموعه‌اي از ثابتات است که از گذشتگان ما به ما رسيده است. انسان امروزي دليلي براي متابعت از ميراث گذشته نمي‌بيند. من هم البته به او حق مي‌دهم. صرف اين که چيزي از نياکان ما رسيده آن را با ارزش نمي‌کند. روزگار مدرن روزگار سرکشي از سنت است. و هر چه که خود را به سنت آويزان کند محکوم به فنا است.


من اصولا برا ي حجابي که از پايگاه دين انتخاب نشده باشد ارزشي قائل نيستم. هرعمل ديني وقتي ارزش دارد که به دليل دين‌داري انتخاب شده باشد. به نظر من حجاب بسياري از مردم روستا نشين و يا عشاير هيچ ربطي به دين ندارد و به يک معنا بد حجاب واقعي همان‌ها هستند البته من نه حجاب آن‌ها را دين‌داري مي دانم و نه بد حجابي‌شان را بي ديني. هر دو اين رفتارها ناشي از هويت خاص سنتي آن‌هاست.


بماند، بعد از انقلاب حجاب، علاوه بر رنگ سنت، آهنگ حکومت را هم به خود گرفته است. و باز هم روشن است که وقتي خارج از مرز حکومت قرار  گرفتيم ديگر نيازي به اطاعت از آن نداريم ويا اگر خود حاکميت کاري به کار ما نداشت، ما هم دليلي نخواهيم داشت که به اوامر حکومت گردن بنهيم.


گمان مي‌کنم راه چاره از بين سخنانم پيداست. اگر مي‌خواهيم دختران و زنان ما با حجاب شوند:


اول بايد حجاب را امري ديني و نه سنتي معرفي کنيم و اين مطلب مورد پذيرش مردم قرار گيرد و اين البته وظيفه من و امثال من است و البته هر دين‌دار وظيفه شناس ديگر.


دوم هم دست برداشتن حکومت از سر حجاب است.


نکته: من از ديدگاه ارزش‌هاي فردي به مسأله نگاه مي‌کنم و گمان من بر اين است هدف انقلاب اسلامي و اصولا هدف دين اين است که انسان ها دين‌دار باشند و به انتخاب خود به آموزه‌هاي ديني گردن بنهند. من گمان نمي‌کنم از ترس حکومت و يا پدر و مادر و يا فشار هنجارهاي جامعه حجاب داشتن هدف دين و هدف انقلاب اسلامي باشد. البته  فايده حجاب غير ديني امنيت رواني بيشتر جامعه است ولي شايد امروز تلاش براي افزايش اين امنيت رواني از جهت ديگر ناامني رواني ايجاد کند. من در اين مورد چندان چيزي نمي‌دانم.




نويسنده: محمد کاظم حقاني فضل(جمعه 1/2/1385 :: ساعت 11:20 صبح)


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ