<* بر بساط نکته دانان...*>
 RSS  | خانه | ارتباط با من | شناخت نامه | پارسي بلاگ|مجموع بازديدها: 20293 | بازديدهاي امروز: 9| بازديدهاي ديروز: 17
درباره خودم
بنده راستينه - بر بساط نکته دانان...
محمد کاظم حقاني فضل[125]
طلبه حوزه علميه قم هستم. ورودي سال 72. ديپلمي هم از دوران دبيرستان برايم مانده در رشته رياضي. بيشتر علاقه‏ام مسائل فلسفي کلامي و نيز کلام جديد است. نيمچه تحصيلاتي هم در رشته تخصصي کلام در موسسه امام صادق(ع) قم داشته‏ام. از سال 78 هم مشغول درس خارج شده‏ام. چيزهايي هم اين طرف و آن طرف نوشته‏ام. که بعضي از آن‏ها را از لينک روزانه مي‏توانيد ببينيد.
لوگوي وبلاگ

پيوندها و مقالاتم
تاريخ وبلاگ
جستجو
خانه دوست
اشتراک

نام:

ايميل:

 
ياهو
  همه ساله يک روز عمرم را در نمايشگاه کتاب مي‌گذرانم و جمعه هم سهم امسالم بود. چند کتاب هم خريدم. گزيده تفسير روض الجِنان و روح الجَنان هم بين کتاب‌هايي بود که خريدم. اين تفسير نوشته ابوالفتوح رازي است. تفسيري فارسي و شيعي متعلق به قرن ششم هجري. گاهگاهي فرازهايي از آن را خواهم نوشت و اما اين بار 

گويند: يکي از جمله صالحان به بازار رفت تا بنده‌اي خرد. غلامي را نزد او آوردند؛
 گفت: يا غلام چه  نامي؟ گفت: فلان.
گفت: چه کار کني؟ گفت: فلان کار.
 گفت: نخواهم اين را ديگري را بياري. غلامي ديگر بياوردند،
 گفت: يا غلام! چه نامي؟ گفت آن که توام خواني.
 گفت : چه خوري؟ گفت آنچم تو دهي؟
گفت: چه پوشي؟ گفت: آن‌چه توام پوشاني.
 گفت: چه کني؟ گفت: آن‌چه توام فرمايي.
 گفت چه اختيار کني؟ گفت من بنده‌ام، بنده را با اختيار و فرمان چه کار؟
 گفت: اين بنده راستينه است. او را بخريد. (ج1، ص 88)


راستي اگر ما آفريده شده‌ايم تا بنده باشيم، چگونه‌ بنده‌اي هستيم؟ راستينه يا ... ؟


به تعبير سعدي:
                                 بنده را نام خويشتن نبود      هر چه ما را لقب دهند آنيم


گر برانند و گر ببخشايند    ره به جاي دگر نمي دانيم 




نويسنده: محمد کاظم حقاني فضل(يکشنبه 17/2/1385 :: ساعت 4:59 عصر)


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ