<* بر بساط نکته دانان...*>
 RSS  | خانه | ارتباط با من | شناخت نامه | پارسي بلاگ|مجموع بازديدها: 20293 | بازديدهاي امروز: 9| بازديدهاي ديروز: 17
درباره خودم
دين و ديوانگي - بر بساط نکته دانان...
محمد کاظم حقاني فضل[125]
طلبه حوزه علميه قم هستم. ورودي سال 72. ديپلمي هم از دوران دبيرستان برايم مانده در رشته رياضي. بيشتر علاقه‏ام مسائل فلسفي کلامي و نيز کلام جديد است. نيمچه تحصيلاتي هم در رشته تخصصي کلام در موسسه امام صادق(ع) قم داشته‏ام. از سال 78 هم مشغول درس خارج شده‏ام. چيزهايي هم اين طرف و آن طرف نوشته‏ام. که بعضي از آن‏ها را از لينک روزانه مي‏توانيد ببينيد.
لوگوي وبلاگ

پيوندها و مقالاتم
تاريخ وبلاگ
جستجو
خانه دوست
اشتراک

نام:

ايميل:

 
ياهو

يادش به خير رضا قاسمي دوست دوران دبيرستان که مي‌گفت ديوانگي با رسيدن به جنون فرق دارد. و من چقدر اين تعبير را مي‌پسنديدم.


اين را گفتم که بگويم خيلي از کارهاي ديني ما با عقل!!! جور در‌نمي‌آيد. مثلا از خواب ناز صبح بهاري پاشدن  و نماز خواندن يا خيلي از چيزها را به اسم اين که حرام است نخوردن و تازه همان حلال‌ها را هم در ماه رمضان نخوردن که روزه‌ام! با کدام عقل مي‌سازد. پرداختن مقداري از درآمد به اسم خمس و از همه بالاتر کشته شدن در راه ديگران چه منفعتي را تأمين مي‌کند؟ و مگر عقل آدمي حکم نمي‌کند که بايد در پي منافع بود و يا اين که جلو ضرر را از هر کجا بگيري منفعت است و لابد منفعت خوب است که بايد در پي آن باشيم.


روشن است که همه اين کارها ديوانگي و يا به تعبير رضا، جنون است. باور کنيد با منطق زندگي!!! جور در نمي‌آيد که آدم خودش را از اين همه لذت محروم کند.


دين‌‌داري يعني جنون و من مي‌گويم بدون مقداري جنون نمي‌توان دين دار بود. بالاتر از من حافظ است که مي‌گويد اصولا اولين شرط دين داري مجنون بود ن است؛


در ره منزل ليلي که خطرهاست در آن        شرط اول قدم آن است که مجنون باشي 


به نظر شما قيس عامري که عمري در پي ليلي دويد عاقل بود يا ديوانه ؟


من مي‌گويم ديوانه و مجنون هر دو عقل را زير پا گذاشته‌اند با اين فرق که ديوانه عقل را زير پايش گذاشته تا لهش کند و نبيندش، ولي مجنون عقل را زير پايش گذاشته تا بالاتر برود و به نوعي عقل را  نردبان قرار داده است. با اين حساب  فرد دين‌داري که خدا و پيامبر و کتاب را با عقل مي‌پذيرد از عقل نردباني مي‌سازد تا ترقي کند و بالاتر از عقل معاش و جزئي نگر، پاي درعرصه عقل معاد و کلي نگر بگذارد. و البته که قواعد اين دو عرصه با هم متفاوتند.


نتيجه آن که هر گاه ديديم دين‌داري ما با عقل جزئي نگر و معاش انديش ما همراه شده و دين ما د رمسير دنيا قرار گرفته و خداي ما سبب رسيدن به خرما شده بايد در دين داري خود تجديد نظر کنيم. باز هم به قول سيد حسن حسيني:


شاعري خرما را


            با خدا قافيه کرد


تاجران رحم به حالش کردند


ناقدان شاعر سالش کردند 




نويسنده: محمد کاظم حقاني فضل(چهارشنبه 27/2/1385 :: ساعت 1:12 عصر)


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ