<* بر بساط نکته دانان...*>
 RSS  | خانه | ارتباط با من | شناخت نامه | پارسي بلاگ|مجموع بازديدها: 20291 | بازديدهاي امروز: 7| بازديدهاي ديروز: 17
درباره خودم
يک سفر يک نکته - بر بساط نکته دانان...
محمد کاظم حقاني فضل[125]
طلبه حوزه علميه قم هستم. ورودي سال 72. ديپلمي هم از دوران دبيرستان برايم مانده در رشته رياضي. بيشتر علاقه‏ام مسائل فلسفي کلامي و نيز کلام جديد است. نيمچه تحصيلاتي هم در رشته تخصصي کلام در موسسه امام صادق(ع) قم داشته‏ام. از سال 78 هم مشغول درس خارج شده‏ام. چيزهايي هم اين طرف و آن طرف نوشته‏ام. که بعضي از آن‏ها را از لينک روزانه مي‏توانيد ببينيد.
لوگوي وبلاگ

پيوندها و مقالاتم
تاريخ وبلاگ
جستجو
خانه دوست
اشتراک

نام:

ايميل:

 
ياهو

به لطف خدا چند روزي توفيق زيارت دست داد و مشهد بودم و روشن است که وبلاگ کمي ديرتر از حد معمول به روز مي‌شود. از نکات جالب در مشهد عکاسي‌هاي اطراف حرم بودند که در بسياري از آن‌ها عکس مشترک وجود داشت، گويا يک نفر رفته و در همه اين عکاسي‌ها با يک تيپ و يک فيگور عکس انداخته. نکته جالب ديگر اين که بردن دوربين به داخل حرم ممنوع بود ولي بردن موبايل دوربين دار آزاد. و جالب تر اين که برخي داخل رواق و کنار ضريح هم عکس مي‌انداختند. از اين‌ها که بگذريم نکته اصلي که مي‌خواهم بگويم اين است که من از سال 73 تا 83 ده سال توفيق زيارت مشهد نداشتم. و نمي‌فهميدم چرا؟ سال 83 همه چيز خودش جور شد. بليط و محل استقرار را يکي از دوستان آماده کرده بود ولي در دو روز آخر براي همراهانش مشکلي پيش‌ آمد و به هر حال ما راهي شديم. بدون هيچ دردسري. فقط هزينه داديم. اين بار کار از قبلي هم راحت‌تر بود و من و خانواده حتي هزينه را هم ميهمان بوديم. همه چيز را در واقع امام رضا(ع) هماهنگ کرده بود. داشتم فکر مي‌کردم که بالاخره رابطه با امام رضا درست شده و امام ما را مي‌طلبد و مي‌رويم و حل مي‌کنيم که ديدم گويا زيادي خودم را تحويل گرفته‌ام. چندين آيه در قرآن کريم هشدار مي‌دهد که برخي وقتي دنيا به کامشان مي‌شود خوشحال شده و مي‌گويند «ذهب السيئات عني» يعني زشتي‌هاي ما پاک شد. قرآن اين پندار را باطل مي‌کند. که مبادا گمان کنيد که حل مشکلات پيش پايتان به اين معني است که شما جزو اولياء الهي شده‌ايد. امير المومنين(ع) هم در خطبه متقين و در وصف ايشان مي‌فرمايد که آنان نفس خود را متهم مي‌دانند و به آن اطمينان ندارند. به نظرم رسيد که من هم اگر بخواهم بر اساس همين معيار داستان را بررسي کنم بايد نتيجه بگيرم که گويا امام رضا ديده که اگر فاصله ديدارها زياد شود‏، ما سر از ناکجا در مي‌آوريم و براي حفظ ما در مسير خودش، لطف مي‌ کند و ما را ميهمان مي‌ کند که مبادا بيراهه برويم . بي جهت نيست که امام هشتم را رؤوف خوانده‌اند.




نويسنده: محمد کاظم حقاني فضل(چهارشنبه 21/4/1385 :: ساعت 10:21 عصر)


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ