<* بر بساط نکته دانان...*>
 RSS  | خانه | ارتباط با من | شناخت نامه | پارسي بلاگ|مجموع بازديدها: 20291 | بازديدهاي امروز: 7| بازديدهاي ديروز: 17
درباره خودم
اين کتاب را بخوانيد - بر بساط نکته دانان...
محمد کاظم حقاني فضل[125]
طلبه حوزه علميه قم هستم. ورودي سال 72. ديپلمي هم از دوران دبيرستان برايم مانده در رشته رياضي. بيشتر علاقه‏ام مسائل فلسفي کلامي و نيز کلام جديد است. نيمچه تحصيلاتي هم در رشته تخصصي کلام در موسسه امام صادق(ع) قم داشته‏ام. از سال 78 هم مشغول درس خارج شده‏ام. چيزهايي هم اين طرف و آن طرف نوشته‏ام. که بعضي از آن‏ها را از لينک روزانه مي‏توانيد ببينيد.
لوگوي وبلاگ

پيوندها و مقالاتم
تاريخ وبلاگ
جستجو
خانه دوست
اشتراک

نام:

ايميل:

 
ياهو

يکي دو هفته پيش که امتحاناتم تمام شد، عصر بود و کاري نداشتم کتابي را برداشتم تا بخوانم. اسم کتاب استاد عشق بود. درباره پرفسور محمود حسابي. ابتدا فکر کردم همان چيزهايي را که پسر دکتر حسابي در برنامه‌هاي گاه و بيگاه تلويزيون نقل مي کند جمع کرده‌اند. ولي اين طور نبود و کتاب به صورت منظم به زندگي دکتر پرداخته بود و بسيار خواندني.


چند نکته در اين کتاب توجه مرا جلب کرد:


 يکي ايستادگي و مقاومت اين مرد در برابر مشکلات و بالاتر از همه تحمل جهالتي که همه اطرافش را گرفته بود به حدي که وزير فرهنگ ايران آن روز فرق بين شيمي و فيزيک را نمي‌داند و البته شيمي را هم همان داروسازي مي‌پندارد.


ديگري عشق عجيب حسابي به ايران است. که با آن موقعيت خاص  - که تا کتاب را نخوانيد اين نکته را به خوبي در نخواهيد يافت – به ايران مي‌آيد و چه بدبختي‌ها که براي ايران تحمل نمي‌کند.


يکي هم صداقت و درست‌کاري عجيب اين مرد است. که حتي وقتي نخست وزير به او مي‌گويد کساني که تو را به ماموريت فرستاده‌اند در واقع مي‌خواسته‌اند شرت را  کم کنند تا آقا بالا سر نداشته باشند، باز هم به راه خود ادامه مي‌دهد و به تعهد خود عمل مي کند و حتي کمک هزينه‌اي که از نخست وزير مي‌گيرد را قرض حساب مي‌کند تا بعد برگرداند.


اين کتاب يا به تعبيري اين زندگي، نکته زياد دارد ولي نکته مغفول مانده آن مادر دکتر حسابي است. بدون شک اگر آن مادر نبود، دکتر حسابي حداکثر يک جاشوي کشتي در بندرهاي لبنان مي‌شد. اي کاش مي‌توانستم در اين ظرفيت کم، فداکاري مادر دکتر حسابي را بيان کنم. فقط همين قدر بگويم که من با خواندن آن کتاب نظرم درباره مادر عوض شد. هر چند آن کتاب درباره پسر است ولي استادعشق واقعي مادري است که در اين کتاب به تصوير کشيده شده است. اين کتاب را حتما بخوانيد و به ديگران هديه بدهيد. من کتاب کم نخوانده‌ام. اين زندگي بي نظير است. باز هم ميگويم اين کتاب را بخوانيد. استاد عشق. 


اين نوشته را با تأخير درباره روز مادر از من بپذيريد. با عرض معذرت از دوستاني که لطف مي‌کنند و به من سر مي‌زنند




نويسنده: محمد کاظم حقاني فضل(سه‏شنبه 27/4/1385 :: ساعت 10:23 صبح)


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ