نام: | |
ايميل: | |
از دوران دبيرستان حديثي از امام هادي (ع) در کتابهاي ديني ما بود که نظر مرا به خود جلب کرد. تا کنون که بيش از 15 سال ميگذرد من هم چنان به آن حديث ميانديشم. حديث اين بود؛ من هانت عليه نفسه فلا تأمن شرّه
کسي که نفسش (شخصيتش) در نظر خودش سست است (احساس بي شخصيتي ميکند)، از شر او در امان نباش.
اين روايت عدم احساس شخصيت و کرامت نداشتن نفس را عامل ناهنجاري ميداند. وقتي که کتاب توسعه و تضاد دکتر رفيع پور را ميخواندم و با تحليلهاي جامعه شناسانه ايشان درباره تغيير نظام ارزشي جامعه در اثر تضاد طبقاتي آشنا شدم اين روايت معناي بسيار عميقتري از خود نشان داد.
اين حديث وقتي در کنار اين حديث از امير المؤمنين(ع) که من کرمت عليه نفسه لم يهنها بالمعصيه قرار ميگيرد يک نکته مهم در تربيت انساني را بيان ميکند. مضمون حديث امير المؤمنين آن است که هر کس احساس شخصيت کند، نفس خود را با گناه سست نميکند و با گناه به خودش توهين نميکند.
تا بحال ديدهايد يک استاد دانشگاه در خيابان نعره بکشد يا با موتور تک چرخ بزند؟ و يا حتي بالاتر نوشابه را بدون ني و با بطري بخورد؟ به نظر شما آيا عاملي به جز احساس شخصيت و نگراني از سستي اين شخصيت در اين بين وجود دارد؟
تصور من اين است که تمامي نظام حکومتي و تربيتي يک کشور و حتي برنامههاي اقتصادي آن بايد دراين مسير قرار گيرد. حکومت بايد به مردم احساس شخصيت بدهد و اولين گام در اين مورد آن است که در يک حکومت به شخصيت کسي توهين نشود.
حديث اول را در تحف العقول(ص 482) و حديث دوم را در ميزان الحکمه(حديث20540) ببينيد