<* بر بساط نکته دانان...*>
 RSS  | خانه | ارتباط با من | شناخت نامه | پارسي بلاگ|مجموع بازديدها: 20292 | بازديدهاي امروز: 8| بازديدهاي ديروز: 17
درباره خودم
گل يا شمشير؟ کدام يک علي است - بر بساط نکته دانان...
محمد کاظم حقاني فضل[125]
طلبه حوزه علميه قم هستم. ورودي سال 72. ديپلمي هم از دوران دبيرستان برايم مانده در رشته رياضي. بيشتر علاقه‏ام مسائل فلسفي کلامي و نيز کلام جديد است. نيمچه تحصيلاتي هم در رشته تخصصي کلام در موسسه امام صادق(ع) قم داشته‏ام. از سال 78 هم مشغول درس خارج شده‏ام. چيزهايي هم اين طرف و آن طرف نوشته‏ام. که بعضي از آن‏ها را از لينک روزانه مي‏توانيد ببينيد.
لوگوي وبلاگ

پيوندها و مقالاتم
تاريخ وبلاگ
جستجو
خانه دوست
اشتراک

نام:

ايميل:

 
ياهو

چند سال پيش گويا عده‌اي همان نقاشي معروف از اميرالمؤمنين را کشيده و به جاي شمشيري که در دست آن حضرت بود، گلي به دستش داده بودند، به نشانه پايان دوران خشونت طلبي. و روشن است که در مقابل هم عده‌اي دم گرفته بودند که اين‌ها مي خواهند روحيه جهاد و شهادت طلبي را از بين ببرند و با اين عکس قصد توطئه دارند و و... الخ.


من به اصل قضيه کاري ندارم ولي از همان موقع برايم سؤال بود که چرا شمشير؟ مگر حضرت هميشه در حال جنگ بوده‌اند؟ مگر نشينده‌ و نخوانده‌ايم رفتارش با يتيمان را و مگر نگفته‌اند برايمان


 پادشاهي که به تاريکي شب     مي‌برد نان يتيمان عرب


و مگر رفتارش با ابن ملجم را نمي دانيم؟ و مگر پيامبر(ص)، علي را درب شهر علم ندانست و مگر او در نبرد با پهلوان عرب ابتدا بر غضبش چيره نشد تا با خلوص ضربه بزند؟ و مگر اولين نماز گزار نبود و مگر گردآورنده قرآن نيست و مگر کشتي نوح امت محمد(ص) نيست و مگر همان نبود که تن به حرارت تنور داد تا خويش را به خاطر کوتاهي از رسيدن به ايتام شهدا مجازات کند و مگر هم او نبود که شب را به صبح، گاه هزار رکعت نماز مي‌گزارد و مگربه گاه مناجات بي‌هوش نمي‌شد؟ و مگر ساقي کوثر نيست و مگر به جز او کسي تقسيم کننده النار و الجنة است؟ و مگر بيست و پنج سال استخوان در گلو و خار در چشم سکوت نکرد؟ و مگر همه جهان به عدالت نمي‌شناسندش؟ و مگر شب هجرت در جاي پيامبر نخوابيد و مگر خطبه‌هاي حکمت آميزش در نهج البلاغه همه را به تفکر دعوت نمي‌کند؟ و و ...  پس چرا از بين اين همه صفت که شبنمي از آن دريا را مي‌دانيم، به شمشيرش اکتفا شده است؟


مي دانيد شايد جوابش اين باشد که اين يگانه عالم خلقت را که نمي‌توان با يک کلمه و يا يک تصوير ويا يک نماد نشان داد و معرفي کرد، پس هر کس از ظن خود يار او مي‌شود و هر قدر از اين اقيانوس در کوزه‌اش جا مي‌شود بر ‌مي دارد و به ديگران هم ارائه مي‌دهد. يعني همين کاري که من کرده‌ام.


ولي شايد اين جمله معروف پيامبراعظم(ص) گوياتر از همه تعبيرات باشد" خدا را نشناخت مگر من و علي، ومرا نشناخت مگر خدا و علي و علي را نشناخت مگر من و خدا. 


ميلاد اين گوهر ناشناخته هستي مبارک


 




نويسنده: محمد کاظم حقاني فضل(سه‏شنبه 17/5/1385 :: ساعت 7:27 عصر)


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ