<* بر بساط نکته دانان...*>
 RSS  | خانه | ارتباط با من | شناخت نامه | پارسي بلاگ|مجموع بازديدها: 20293 | بازديدهاي امروز: 9| بازديدهاي ديروز: 17
درباره خودم
کرم رسول (ص) - بر بساط نکته دانان...
محمد کاظم حقاني فضل[125]
طلبه حوزه علميه قم هستم. ورودي سال 72. ديپلمي هم از دوران دبيرستان برايم مانده در رشته رياضي. بيشتر علاقه‏ام مسائل فلسفي کلامي و نيز کلام جديد است. نيمچه تحصيلاتي هم در رشته تخصصي کلام در موسسه امام صادق(ع) قم داشته‏ام. از سال 78 هم مشغول درس خارج شده‏ام. چيزهايي هم اين طرف و آن طرف نوشته‏ام. که بعضي از آن‏ها را از لينک روزانه مي‏توانيد ببينيد.
لوگوي وبلاگ

پيوندها و مقالاتم
تاريخ وبلاگ
جستجو
خانه دوست
اشتراک

نام:

ايميل:

 
ياهو

 مردي را پيش رسول آوردند اسير، او را ابو اُمامه گفتند، سيّد يمامه بود. رسول – عليه السلام- او را گفت: يا اسلام آر يا خويشتن باز خر، يات بکشم يا آزادت کنم، 
 گفت: يا محمد! اگر بکشي، مردي بزرگ را کشته باشي، و اگر فدا ستاني بزرگي را ستده باشي، و اگر آزاد کني همچنين، و اما اسلام نخواهم.
رسول- عليه السلام- گفت: بزرگي، آزادت کردم. چون اين بشنيد، گفت: «اشهد ان لا اله الا الله و انک رسول الله»، کرم تو دليل مي‌کند که تو پيغامبر خدايي، و برخاست و با يمامه شد و طعام مکه را مادّه از يمامه باشد، و طعام از اهل مکه منع کرد، گفت: طعام ندهم شما را تا ايمان نياري و ايشان هنوز با رسول به جنگ بودند، نامه‌اي نوشتند به شکايت او به رسول- عليه السلام- . رسول گفت: يا اباامامه! طعام از ايشان منع مکن، او به قول رسول ايشان را طعام داد.


گزينه تفسير روض الجنان و روح الجنان/ ابو الفتوح رازي / ص 214.




نويسنده: محمد کاظم حقاني فضل(يکشنبه 29/5/1385 :: ساعت 1:41 عصر)


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ