<* بر بساط نکته دانان...*>
 RSS  | خانه | ارتباط با من | شناخت نامه | پارسي بلاگ|مجموع بازديدها: 20292 | بازديدهاي امروز: 8| بازديدهاي ديروز: 17
درباره خودم
سيد ولد آدم(ص) - بر بساط نکته دانان...
محمد کاظم حقاني فضل[125]
طلبه حوزه علميه قم هستم. ورودي سال 72. ديپلمي هم از دوران دبيرستان برايم مانده در رشته رياضي. بيشتر علاقه‏ام مسائل فلسفي کلامي و نيز کلام جديد است. نيمچه تحصيلاتي هم در رشته تخصصي کلام در موسسه امام صادق(ع) قم داشته‏ام. از سال 78 هم مشغول درس خارج شده‏ام. چيزهايي هم اين طرف و آن طرف نوشته‏ام. که بعضي از آن‏ها را از لينک روزانه مي‏توانيد ببينيد.
لوگوي وبلاگ

پيوندها و مقالاتم
تاريخ وبلاگ
جستجو
خانه دوست
اشتراک

نام:

ايميل:

 
ياهو
 باز هم دو نکته از کشف الاسرار

1. روزي آن مهتر عالم و سيد ولد آدم(ص) مي‌گفت: «انّ حراء جبلٌ يحبّني و احبّه»، اين کوه حرا مرا دوست است و من او را دوستم. گفتند: اي سيد! کوه را چنين مي‌گويي؟ چيست اين رمز؟ گفت: آري، شراب مهر از جام ذکر آن جا نوش کرده‌ايم.
سيد – صلوات الله عليه- در بدايت کا رکه آثار نبوت و اَمارت وحي بر او ظاهر گشت، روزگاري با کوه حرا مي‌شد، و درد اين حديث در آن خلوتگاه، او را فرو گرفته ، و آن کوه او را چون غمگساري شده:


جز گِرد دلم گشت نداند غم تو          در بلعجبي هم به تو ماند غم تو
هر چند بر آتشم نشاند غم تو            غمناک شوم گًرَم نماند غم تو
(برگزيده کشف الاسرار و عدة الابرار، انتشارات سمت، ص 79) 


2. سيدي که در تواضع چنان بود که يک قرص از درويش قبول کردي، و دنيا جمله به يک درويش دادي ومنّت بر ننهادي، با يتيمي راز کردي و بر جبرئيل ناز کردي، با غريبي بنشستي و با بهشت ننگرستي. به مهمان عجوز رفتي واز عرش و مادون آن همت بر گذاشتي. زن بيوه را ردا بيفکندي و بساط در سدره منتهي نيفکندي. با مسکيني هم زانو بنشستي. رحيم دلي، خوش سخني، نيک مردي، نيک عهدي، راست عهدي، تيمار داري، عزيز قدري، محمد نامي، ابوالقاسم کنيتي، مصطفي لقبي، صد هزاران صلوات و سلام خداي بر روح پاک و روان مقدس او باد. (همان ص 93)


نکته: حديثي که در عبارت فوق آمده را من با جستجوي کوتاهي که کردم در منابع شيعي نديدم، شما به حساب ميبدي که مفسر اهل سنت‌ است بخوانيد.                 




نويسنده: محمد کاظم حقاني فضل(سه‏شنبه 31/5/1385 :: ساعت 8:13 عصر)


ليست کل يادداشت هاي اين وبلاگ