• وبلاگ : ... بر بساط نكته دانان
  • يادداشت : در مدح تشنگان قدرت
  • نظرات : 0 خصوصي ، 10 عمومي
  • ساعت ویکتوریا

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + خسروي 
    من از وقتي در پلاس تان پلاس شدم اينجار ا بالکل فراموش کرده ام...اما خانه هم همان خانه هاي قديمي
    + مي خواهم آخوند شوم 
    سلام بنده مي خوام يک کتاب بنويسم و خاطرات طلاب رو توش بذارم از شما خواستم يکي از خاطراتتونو بفرستيد
    سلام طلبه گرامي لطفا تشريف بياريد کاري باتون داشتم پست چرا من نتونم را بخوانيد متوجه مي شويد
    سلام
    مطلب شما را همان روز اول که که روي وبلاگتان گذاشتيد خواندم ولي به دلايلي نظرم را ننوشتم. از آن روز تا بحالا چند بار ياد مطلب شما کرده ام، به بخصوص که شما نوشته ايد طلبه هستيد و اين باعث شد برگردم و بنويسم آنچه در ذهن دارم، چون انشاء الله شما اهل منطق هستيد!
    منظورتان از "ارزش نه چندان ارزش" چيست؟ شما با عبارت "شيفته خدمت و تشنه قدرت" به تخطئه کردن ارزشهاي انقلابي و اسلامي پرداخته ايد!
    وقتي مقايسه اي بين دانشگاه و تجارت با عرصه سياست انجام ميدهيد و از قانونِ بازي ميگوئيد در واقع به قدرت طلبي مشروعيت و مقبوليت مي بخشيد، در حاليکه مشروعيتِ قدرت فقط وقتي است که در راه خدا و براي خدمت به مردم باشد که در غير اينصورت پيروي از هواي نفس است! حضرت علي (عليه السلام) نيز اشاره فرمودند که اگر وظيفه نبود افسار حکومت را بر گردن آن ميانداختم و حکومت از آب بيني بزي برايم بي ارزشتر است!
    اگر کسي طالب قدرت باشد در چهار چوب همين قانون هم منافع خود را پررنگتر مي بيند و از پرداختن به امور مردم تا حد ممکن، بخصوص اگر بنفع خودش نباشد، شانه خالي مي کند(تا جايي که نتوان با قانون جلويش را گرفت)! کسي که دغدغه او خدمت به مردم نباشد در اين دنيا توسط مردم و در آخرت در پيشگاه خدا بايد جوابگو باشد!
    سياست را عرصه تلاش براي رسيدن به قدرت ميدانيد در حالي که چنين تعريفي اسلامي بنظر نميرسد بلکه کاملا بر آموزه هاي غربي منطبق است.
    علم، ثروت، قدرت، و ... را جزو مطلوبات بشري و خلقت خداوند دانستيد مگر ميتوان هر چه را که خدا مورد علاقه انسان و در طبيعت او قرار داده، بدون توجه به ارزشهاي الهي، مجاز و مطلوب دانست و راه ارضاي آن را باز گذاشت؟! مثلا چون فلاني خيلي عاشق قدرت است لطفا به او راي دهيد چه کار داريد که او آدم خوبي است يا نه!!!!
    کسي حق ندارد از قدرت سياسي و جايگاه اداره امور مسلمين براي ارضاي حس قدرتطلبي خود استفاده کند.
    عرصه عمومي را محتاج به رعايت قانون بازي ميدانيد. کدام بازيست که قانونش معادل مشروعيت است؟!
    قدرت تسلط بر امور مردم اسباببازي و مايه لذت و خوشايند افراد نيست که بتوان آن را نياز فطري کسي دانست و بدون توجه به خداترس بودن يا نبودن، او را وارد عرصه قدرت کرد!
    کدام عرفان منظور شماست؟! عرفان امام خميني (ره) ؟ عرفان، دل از دنيا بريدن است نه دست از دنيا کشيدن! کسي که دل در گروي دنيا دارد نمي تواند انتخاب اصلح باشد! مي تواند؟!
    بگذاريد اصل حرف را بگويم؛ بعد از اينکه کانديداها براي ورود به عرصه انتخابات سياسي تائيد صلاحيت شدند يعني حداقلها را داشتند چهار حالت با توجه به مطلب شما وجود دارد، [کلمات تقوا به عنوان اصليترين ارزش، تخصص به مفهوم فنون اداره جامعه مد نظر است]:
    1_ باتقوا و متخصص
    2_ باتقوا و تخصص کمتر
    3_ متخصص و تقواي کمتر
    4_ حداقل تقوا و تخصص لازم
    گزينه هاي اول و آخر که تکليفش معلوم است! بحث من سر دو گزينه وسط است که کدام ترجيح دارد؟
    شايد درباره تجارت و طبابت حق با شما باشد يعني براي ما خيلي مهم نباشد که جراح قلبمان متدين است يا نه؟! يا همين قدر که کسي که با پول ما تجارت ميکتد حرام و حلال را رعايت کند، کافيست و کاري به عمق اعتقاداتش نداريم! [هرچند باز هم بهترين انتخاب نيست!] اما آيا با قانون مي شود جلوي يک رئيسجمهور قانونگريز را به راحتي و بدون پرداخت هزينه هنگفتي گرفت؟
    اگر مهار دروني در افراد نباشد حقيقتا قانون چقدر کارآمد خواهد بود؟ مثلا بني صدر را طبق قانون عزل کردند بعد از اينکه معلوم شد قائده بازي ما را رعايت نميکند، اما تاوان انتخاب اين فرد جاه طلب، طولاني شدن جنگ و هزاران شهيد و جانباز و ... بود و سقوط دردناک خرمشهر!
    شما فرموديد: "دلبستگي به قدرت و ثروت و علم چيزي نيست که بتوان آن را شناخت" بله شناخت آنچه يک انسان در قلبش مخفي مي کند سخت هست، ولي غير ممکن نيست و اين دشواريِ تشخيص دليل بر آسانگيري ما هم نيست! شما نبايد صورت مساله را از ترس جواب غلط پاک کنيد! ما بايد در انتخاب افراد عيار سنجش را بالاتر ببريم تا در مواقع حساس و پيچيده، افراد منتخب، هزينه بيهوده بر دوش ملت نگذارند!
    ما سابقه مجلسي را داشته ايم که مهمترين دغدغه آن آزاد کردن ماهواره بود! افراد متخصص ولي بي تقوا !!!
    به هر حال اگر کسي تقوا نداشته باشد يعني جهاد اکبر را در اولويت قرار نداده پس به دستور خداي خويش بي توجه بوده و بجاي تشنه حق بودن، يک عمر در هوس قدرت، عمر به باد داده است!!
    بنظر من شما به شکلي ملايم در واقع همان شعار دين از سياست جداست را مطرح کرديد.

    پاسخ

    از حوصله شما ممنونم/ نكات زيادي را مطرح كرده‏ايد كه جواب دادن به همه آنها اينجا ممكن نيست/ به نظرم عرض بنده را درست متوجه نشده ايد/من به هيچ وجه منكر تقوا نشده ام/ قدرت طلبي مي‏تواند از با تقوا يكجا جمع شود/ چنان كه ثروت خواهي با تقوا يكجا جمع مي‏شود/ بحث من اصلا به تخصص و تقوا ربطي ندارد/ معتقدم به هيچ وجه نمي‏توان فهميدكه انسان‏ها قدرت طلب هستند يا نه/ از نظر من فعل انسان‏ها زبان ندارد/ رفتار يك فرد بايد تابع ضابطه باشد/ انتخاب شدنش و مصرف قدرتش/ من مطلوب بودن قدرت و ثروت را تاييد نكردم گفتم كه خلقت انسان به گونه‏اي است كه اينها را مي‏پسندد ولي اخلاق و عرفان مي گويد بايد از اينها بگذري/ فعلا همين قدر به نظرم كافي است


    سلام. دست مريزاد.

    سلام
    تيزبيني خوبي بود.
    + هاتف 
    سلام. واقعا دست مريزاد خيلي لذت بردم.
    پاسخ

    خواهش مي‏شود. قابلي نداشت
    + بازانديشي 

    ممنون . بهره بردم .
    پاسخ

    قابلي نداشت

    سلام عليکم
    وقت بخير
    لطفا در طرح سير مطالعاتي کتب استاد شهيد مطهري شرکت بفرمائيد و از جوايز اين طرح بهره مند بشيد
    براي کسب اطلاعات بيشتر به لينکهاي زير مراجعه بفرمائيد
    http://abraar.parsiblog.com/Feeds/6766703/
    http://abraar.parsiblog.com/Feeds/6777696/
    http://abraar.parsiblog.com/Feeds/6777743/
    التماس دعا
    يا حق

    کاربر گرامي، سلام
    در تاريخ دوشنبه 1 آبان 91 نوشته (تشنگان قدرت) شما به فهرست نوشته هاي برگزيده در مجله پارسي نامه افزوده شده است. اميدواريم هميشه موفق باشيد.