• وبلاگ : ... بر بساط نكته دانان
  • يادداشت : مذاکره براي بيعت؟
  • نظرات : 3 خصوصي ، 14 عمومي
  • چراغ جادو

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    + ارادتمند 
    باعرض سلام و ارادت
    اتفاقا بعد از نوشتن اين نظر گفتم شايد دوست عزيزم اينطور برداشت کند ولي بنده چنين قصدي نداشتم واز آنجا که از کلام زيباي شما ياد گرفتم نقد فقط بايد وارد باشد آنرا ارسال کردم


    + ارادتمند 
    قبل از تحليل هر واقعه تاريخي ميبايست ارزش علمي آن روشن شود تا سوتفاهم ايجاد نشود ومسلمات دين زير سوال نرود
    البته هر واقعه تاريخي را بر فرض احتمال هم ميتوان از نظر علمي بحث وبررسي کرد ولي ممکن است براي بعضي مقام ثبوت واثبات خلط شود لذا بايد تذکري داده شود.
    بعضي از فضلا براي اثبات نظريات خودشان از هر روايت وکتاب تاريخي استفاده ميکنند واين براي اقناع عوام خوب است فقط
    پاسخ

    اميدوارم منظور از اين کنايه بنده و اين پست نباشد!
    + حميدرضا 
    نقطه ثقل كربلا در اين صورت ميشه امتناع از حاضر شدن در بارگاه ابن‌زياد، خب اگر بيعت با يزيد در محاصره لشگر سي هزار نفري بي اشكال بوده حضور در دارالاماره كوفه هم قبحي نبايد داشته باشه. ضمن اينكه يزيد به ابن زياد دستور ميده از حسين بيعت بگير و اين تخلف از فرمان با وجود جاسوسان قطعا به ضرر ابن زياد بوده كه رابطه خوبي هم با يزيد نداشته. گذشته اينكه امام حسين قبلا هم در نامه‌هايش به معاويه از اينكه نمي‌تواند با او بجنگد از خدا طلب مغفرت مي‌كند چه رسد به يزيد كه حتي يك بار هم به او نامه ننوشت. اين گزاره با همه گزارش‌هاي گفتاري و عملي امام در آن ششماه ناسازگار است زيرا به تحليل سياسي ايشان هم مي‌رسيد كه اگر سرانجام كار به آنجا رسيد قبلا اقدامي كرده باشد و واسطه يا پيكي به شام فرستاده باشد. مگر انكه بگوييم قصد امام فرصت سوزي بوده تا فرجي حاصل شود كه اين نوع سياست‌ورزي‌ها با منش امامان ناسازگار است.
    پاسخ

    حضور در دارالاماره يا بردن توسط عمر بن سعد به عنوان اسير؟ اين که گفتيد فرصت سوزي در منش امام نيست هم درست نيست. امام در مدينه دقيقا همين کار را کردند. يعني گفتند اگر بيعت ميخواهي بيعت مخفيانه به درد نمي خورد صبر کن تا در حضور همه باشد و بعد هم از خارج رفتند.
    آخه نميشه حکمـ کلـي صادر کرد ، بسته به طرف بيعت ، يه بار ذلت ميشه و يه بار نه ...
    خلـاصه ببخشيد اگه جسارت شد ، بازمـ ممنون بابت سؤالـي که مطرح کرديد .
    فقط شما يه لطفي کنيد ، اگه به نتيجه جديدي رسيديد بنويسيدش .
    من نه نگاه حکومت رو به مقوله دين ميپسندمـ ، نه آدمـ جناحـي هستمـ . اما معتقدمـ ما شرايط خودمون رو داريمـ و بر اساس اين شرايط بايد براي مردمـ تصميمـ گرفته بشه . ضمن اينکه حضرت امير و امامـ حسن و و امامـ رضا (ع) همـ پيشوايان ما هستند . پس نبايد همه تشيع رو خلاصه کرد در تحليلِ سياسي قيامـ امامـ حسين و بعد بر مبناي اون براي مردمـ تصميمـ گرفت . (ولو تحليل رايج درست باشه)
    در ضمن ، فقط خلاف شرع نيست که نيازمند احتياط است ؛ هر تحليلـي نيازمند احتياطه . ربطي همـ به تخلف از تحليل هاي رايج نداره . مثلن من آخرش همـ نفهميدمـ شرايط مدّ نظر شما چه بود که با عوض شدنش امامـ از تصميمش برگشته . يا اينکه اگه امامـ قصد بيعت داشت ، تکليف خلافتي رو که موروثي ميشد چه ميکرد ؟ يا اينکه آيا اگه امامـ نزد يزيد ميرفت عزتش حفظ ميشد اما نزد ابن زياد نه ؟! و فقط براي اينکه نزد ابن زياد نرود حاضر به بخشيدن جان خودش و نزديکترين و عزيزترين يارانش شد ؟ و ايضاً اسارت اهل بيتش ؟ واقعاً اين همه هزينه ارزشش همينقدره که فقط بيعت بايد شامـ باشه نه کوفه ؟ نزد يزيد باشه نه ابن زياد ؟!
    همه اين سؤالات توي اين نوشته شما بي پاسخ مونده .
    پاسخ

    من از اول هم نوشتم که اينها سواله. اتفاقا امروز يه متني از شهيد مطهري ديدم که مويد اين تحليل بود که امام نميخواد پيش ابن زياد ببرنش. از نظر من نکاتي هست که نشون ميده اين مساله مهمه. اگر بيعت رو مساوي با ذلت بدونيم نتايج خوبي نخواهد داشت.
    ولي قبول کنيد که بايد محتاط تر بود و نميشه قضاوت قطعي کرد .
    نهايتش اين يه احتماله !
    البته اين بحث باعث شد بفهممـ که نيازمند مطالعه جدّي در اين زمينه امـ .
    (ممنون از بحث خوبي که مطرح کرديد)
    پاسخ

    احتياط؟ مگر خلاف شرع است؟ بالاتر از اين نيست که يک نظر غلط درباره سيره اهل بيت داده ام. اين کار هم نه گناه است نه اشکال دارد. مخالفت با تحليل هايي که در دهه هاي اخير رايج شده اند اين قدر قبيح نيست که احتياط بخواهد. البته نظر قطعي دادن نيازمند قرائن محکم است.
    واقعن شرايط زمان امامـ علـي(ع) و امامـ حسن(ع) و امامـ رضا(ع) رو با شرايط زمان امامـ حسين(ع) يکي ميدونيد ؟!
    کجا ابوبکر و معاويه و مأمون ، آشکارا حرامـ خدا رو حلـال ميکردند ؟ کجا علناً وحي و نبوت رو انکار ميکردند ؟ در زمان خلفاي راشدين هرچي بود ظاهر اسلـامـ حفظ ميشد . معاويه همـ هرچي بود ظواهر رو رعايت ميکرد . مأمون همـ همينطور ؛ اما امامـ حسين(ع) - بنابر اين تحليل - بايد با کسي بيعت ميکرد که آشکارا حدود الهي رو زير پا ميگذاشت . بعد اين خودش تاييدي بر رفتار يزيد نميشد ؟!
    تازه همه اين تحليلها بنا بر يک نقلِ که اون iهمـ معلومـ نيست چقدر صحيح باشه !
    پاسخ

    ظاهرا فراموش کرده ايد که اين معاويه ظاهر الصلاح کسي بود که علي (ع) او را حتي به عنوان استاندار براي يک روز هم تحمل نکرد. ولي امام حسن با او بيعت کرد به عنوان خليفه. اين بحث مفصل است. بيعت بعد از محاصره توسط سي هزار نفر در هيچ کجاي دنيا تاييد طرف مقابل محسوب نمي شود.
    درسته ، اين سؤاليه که بايد پاسخ داده بشه .
    اما من هنوز جوابمـ رو نگرفتمـ . اينکه ميفرماييد شرايط عوض شد ، يعني چي دقيقاً ؟ شرايط چي بود و چي شد؟ به عبارتي شرايطي که امامـ حسين بيعت رو نپذيرفت چي بود که حالـا با تغيير اون شرايط حاضر به بيعت بايزيد شده ؟
    از اين گذشته ، امامـ بايد با يزيد بيعت کنه که چي بشه مثلن ؟ مصالح مردمـ حفظ بشه يا دين حضرت خاتمـ ؟ يا اينکه خودش چند روزي بيشتر زنده بمونه ؟! اينا همه بايد جواب داده بشن .
    پاسخ

    با هر توجيهي که امام علي بيعت کرد و امام حسن بيعت کرد و امام رضا بيعت کرد. امام حسين هم مي تونست بيعت کنه. هيچ يک از اول نمي خواستند بيعت کنند ولي در آخر پذيرفتند
    سلـامـ .
    من نميدونمـ منظورتون رو درست متوجه شدمـ يا نه ؛ امام فکر ميکنمـ شما اين احتمال رو مطرح کرديد که امام حسين(ع) به خاطر تغيير شرايط ، قصد بيعت با يزيد رو داشت . تصورمـ اينه که اگه اوّل کوفيان نامه مينوشتند و اِعراض امامـ حسين(ع) از بيعت با يزيد معلول دعوت کوفيان بود اونوقت اين احتمال رو ميشد مطرح کرد ، اما اين قضيه کاملـاً برعکسه . به عبارتي امامـ حسين(ع) همون وقتي که در مدينه از بيعت سرباز زد به پشتوانه حمايت هيچ کس نبود . اگر ميخواست بيعت رو بپذيره همون مدينه مي پذيرفت . اما اينکه بگيمـ امامـ(ع) حاضر به بيعت با ابن زياد نشد ، بايد اين رو همـ پاسخ بديمـ که اصلن ابن زياد چيکاره بوده که بخواد واسه خودش از امامـ (ع) بيعت بگيره ؟! اگه بيعتي همـ بوده براي يزيد بوده . عمر سعد همـ که واضحه دنبال دردسر نميگشته و اين احتمال قوياً وجود داره که براي ختمـ قائله توي نامه به ابن زياد بيعت رو مطرح کرده .
    همه اينها به کنار ، مذاکره به خودي خود بد نيست ، منتها امامـ معصومـ مبرّي از اينه که به بيعت با حاکمـ فاسق فاجري چون يزيد تن بده . اينجا ديگه بحث حفظ دين محمّد مصطفي(ص) مطرحه ، نه منافع يک ملت !
    پاسخ

    تحليل کلي حرکت امام فعلا بماند. سوالي که من مطرح کردم اينه که شايد امام به خاطر تغيير شرايط بيعت رو پيشنهاد کرده باشه. اين که عمر سعد دروغ بگه به دلايلي قابل قبول نيست. چون به هر حال دروغش کشف ميشد و همه تلاشهاش به هدر مي رفت. عبيدالله براي خودش بيعت نمي خواست اين روشنه. ولي چرا امام طبق اين نقلها نگفته ميام کوفه و بيعت مي کنم بلکه فرموده که ميرم شام و بيعت مي کنم ولي عبيدالله قبول نکرده و گفته او رو بايد پيش من يياريد؟ و امام هم اون جمله رو فرموده اند که ان الدعي بن الدعي
    + مهدي 

    با سلام استاد عزيز
    در مورد دوم در بعضي منابع آمده که حضرت عباس وحضرت علي اکبر هم همراه حضرت بوده اند.

    در مورد ششم طبق کدام نامه وسند عبيدالله بحث بيعت با خودش را بنفسه مطرح مي کند.آيا عبارات بحث گردن نهادن به حکم را مطرح نمي کند ؟آيا خود عبيدالله در نامه هاي قبلي نمي گويد که يزيد به من ماموريت داده که از امام بيعت بگيرد يا با او برخورد نمايد؟

    در مورد هفتم هم طبق چه دليلي مي فرماييد حضرت سيدالشهدا تمرکز را بر عبيدالله قرار مي دهد؟ با مرور بيانات حضرت در طول مسير مکه تا کربلا وخصوصا در مجلس اولي که با والي مدينه(وليد ابن عتبه)داشته اند مي فرمايند يزيد فاسق وفاجر و... است ومثل مني با او بيعت نمي کند.

    در نهايت اصل اين مورد يعني پيشنهاد بيعت در منابعي چون کامل اين اثير رد مي شود .

    پاسخ

    من در متن ادعاي اين که عبيدالله براي خودش بيعت بگيرد را مطرح نکرده ام. شايد عبارت غلط انداز باشد. ولي مساله از نظر من روشن است. عبيدالله مي خواست امام را نزد او بياورند. از نظر من مقايسه اول حرکت امام با اخر حرکت امام درست نيست.شرايط عوض شده است. درباره برخي منابع هم که آن دو بزرگوار همراه ايشان بوده اند اثري در بحث ندارد. چون چيزي از آن دو بزرگوار نقل نشده است.نفيا و اثباتا. اگر بناباشد چيزي درست باشد نقل غلام رباب است. که آن هم ثابت نيست که درآن ديدار همراه حضرت بوده باشد. اين که ابن اثير رد کند هم اثري ندارد. بايدنامه عمر و جواب عبيدالله را هم رد کنند
    + فاطمه 
    سلام برحسين
    سلام برحسين
    سلام برحسين
    + علي 
    سلام
    من هم معتقدم مذاکره به خودي خود بد نيست. حساسيت آقايان براي من عجيبه! يا تاريخ مطالعه نکرده اند يا تطبيقشان نادرسته.

    آقاي صفري طوري از مذاکره صحبت کرده انگار ذنب لايغفر است. مذاکره براي وصول به يک هدف مشترک نيست براي رسيدن به يک راه حل مشترک است. من تعجب مي کنم کسي مديريت خوانده باشد و مذاکره را اينگونه تعريف کند.
    پيامبر در حديبيه مذاکره کرد و به توافقي رسيد که از ديد افرادي مانند ايشان شکست و ذلت بود. اما همان بندهاي تحميلي در توافق موجب گشايش کار مسلمين شد.
    سلام
    کاش قبل از آنکه مذاکره را به ساحت حضرت اباعبدالله الحسين عليه السلام نسبت دهيد ، راجع به مفاهيم امروزي اين واژه و بارهاي سياسي و ... تحقيق مي شد
    اين نسبت به آنان حسين عليه السلام يک تحريف آشکار و انحراف بزرگ در دينداري است .
    گفتگو با مذاکره تفاوت ماهوي دارد . امام حسين عليه السلام ، دعوت مي کردند و مقصودشان از گفتگو نيز دعوت به حق بود نه مذاکره براي وصول به يک هدف مشترک !
    شما را به خدا به امام حسين ع رحم کنيد اقلاً .....074
    پاسخ

    من يک سوال مطرح کردم و چيزي را نسبت ندادم. بعد هم من نقل تاريخ کردم و يکي از نقلها از امام باقر (ع) است. غير از اين که مذاکره هم چيزي نيست که نسبت دادنش به امام انحراف بزرگ در دينداري باشد. مگر امام حسن (ع) مذاکره نکرد و امتياز نداد و نگرفت؟ مگر امام رضا(ع) با مامون مذاکره نکرد و امتياز نداد و نگرفت؟ شرايط مهم است.