سفارش تبلیغ
ثبت دامنه و میزبان هاست ایران

... بر بساط نکته دانان

دوستی دارم که تازه ماشین خریده و رانندگی‌اش تماشایی است. دیروز برای اولین بار کنارش نشستم و کمی که رفتیم دیدم که بدون کمربند نمی‌شود به ادامه حیات امید داشت و کمربند را بستم. بنده خدا در تمام طول مسیر ذکر می‌گفت به سختی خودم را کنترل کردم که بلند نخندیدم وقتی برای رفقا تعریف کردم از خنده ریسه رفتند. واقعا تماشایی بود یا امیر المومنین، خدا واقعا باید در همه لحظات به آدم رحم کند،  و ... تعبیراتی این چنین مدام بر لبش بود. گذشت و ما بحمدالله به سلامت رسیدیم ولی نکته جالب برایم این بود که وقتی در کاری ناشی هستیم و به خودمان اتکا نداریم، دایم ذکر می‌گوییم و به خدا توکل می‌کنیم ولی وقتی حرفه‌ای شدیم و لایی کشیدن را یاد گرفتیم دیگر کسی یاد ذکر گفتن در حال رانندگی نمی‌افتد. من البته انتظارم این نیست که افراد مدام ذکر بگویند که خودم هم این طور نیستم بلکه هدفم توجه به این نکته است که انسانی متوکل است که خودش را ناتوان ببیند حتی اگر توانا باشد. تا وقتی که تکیه ما به مهارت خودمان باشد طبیعی است که توکل جایی نخواهد داشت. اگر بخواهیم توکل در ما تقویت شود باید بدانیم که در همه حالات اوست که همه کاره ‌است و توانایی ما در کنار قدرت او هیچ است.


نوشته شده در دوشنبه 86/4/4ساعت 10:38 عصر توسط محمد کاظم حقانی فضل| نظرات ( ) |