سفارش تبلیغ
صبا

... بر بساط نکته دانان

غیر اجتماعی بودن عرفان هم حرف رایجی است که ناشی از عدم شناخت صحیح عرفان ماست.عرفان همواره با مظلومیت سوء فهم مواجه بوده. عرفان بدون اجتماع یعنی چه؟ اصلاً مظهر خداوند انسان است و اگر انسان نبود خداوند ظاهر نمی‌شد. انسان هم قائم به اجتماع است.انسانِ فرد نداریم. همان‌گونه که زبان خصوصی نداریم. ویتگنشتاین این کلمه را خوب فهمیده بود که زبان خاص نداریم.... او می‌گوید: نه تنها زبان خاص وجود ندارد بلکه اصلاً امکان هم ندارد. تا خدا تکلم کرد- در آغاز کلمه بود و کلمه خدا بود- و کلمه پدیدار شد، جامعه پیدا شد. سخن مخاطب می‌خواهد. جامعه می‌تواند از دو نفر شروع شود، یک گوینده و یک شنونده و میلیاردها نفر را هم می‌تواند شامل شود. هر جا که سخن هست جامعه هست و عرفان هم با زبان بیان شده و همیشه در متن جامعه بوده. البته غلظت ورود و دخول عارفان در جامعه کم و زیاد شده و این هم به خاطر شرایط زمان و مکان بوده. ما اصلاً عارف منزوی نداریم. به هیچ وجه. پس این حرف که عرفا رفتند وگوشه نشین شدند حرف بی‌ربطی است. هر عارفی که حرفی زده و زبانی داشته در جامعه بوده. البته باید شرایط زمان را سنجید و شاید بشود حتی به بعضی حق داد که وارد شلوغ بازار بعضی جوامع نشوند. وقتی جامعه چنان منحط باشد که امر دائر بر این باشد که من یا خانه نشین شوم یا همرنگ این جامعه منحط شوم ترجیح می دهم خانه نشین شوم و منحط نشوم. بله،اگر قدرت اصلاح داشته باشم باید اصلاح کنم. بررسی تاریخی رفتارهای عرفا هم بسیار مشکل است واز حوصله این بحث خارج است. اما شخصاً قبول ندارم که لااقل در عرفان ما جامعه گریزی وجود داشته باشد. ما در عالم عرفان سرآمد روزگاریم و من در دنیا برای عرفایی که در فرهنگ اسلامی ما بزرگ شده‌اند نظیری نمی‌شناسم. این‌ها حقیقت است و خودپرستی واغراق هم نیست.

بخشی از مصاحبه دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی یکی از چند شخصیتی که می‌پسندم درباره قیصر امین پور در پیش شماره ماهنامه راه. که اتفاقی به دستم رسید و خواندم.


نوشته شده در جمعه 86/11/19ساعت 10:0 عصر توسط محمد کاظم حقانی فضل| نظرات ( ) |