سفارش تبلیغ
صبا

... بر بساط نکته دانان

اوائل تابستان بود که مجموعه یادداشت‌های اسدالله علم را خریدم. وزیر دربار شاهنشاهی از سال 42 تا 56. کتابی است در 6 جلد و خواندنی. هنوز نمی‌دانم کارشناسان این امور نظرشان درباره مستند بودن یا نبودن آن چیست. من تا حدودی به آن اطمینان پیدا کردم. البته فعلا دو جلدش را بیشتر نخوانده‌ام. چند نکته جالب درباره شخص محمد رضا پهلوی را می‌نویسم:

بلوف: در تاریخ 2500 ساله ایران هیچ اقدامی اجتماع ما را این طور دگرگون نکرده‌ است ... تا پنج سال دیگر کشور ما مورد غبطه 95%ممالک جهان خواهد شد ... (سخنرانی شاه در سال 41. جلد1/ ص 64).
شاه خطاب به سفیر انگلستان: ظرف ده سال ما از شما قوی‌تر خواهیم شد (ج2/ 315)

خودبزرگ بینی: شاه یکبار در سخنرانی خود خطاب به حضار گفته بود «آقایان» که موجب تعجب همه شده بود شاه بعدها هم به جای تعبیر آقایان از تعابیر این اشخاص و اشخاص حاضر در جلسه استفاده می‌کرد. (ج 1/ ص 67 -68).
لرد مونت باتن نایب السلطنه هند برای شاه نامه نوشته و به جای «چاکر» در امضای خود از تعبیر «دوست شما»‌ استفاده کرده بود. شاه عصبانی می‌شود و علم در توجیه می‌گوید او دیگر سمت رسمی ندارد و به علاوه نایب السلطنه بوده و البته شما برای صرف چای به منزل او رفته‌اید و...(ج2/400).
سر ناهار که در استانداری صرف شد، امر فرمودند نمایندگان شیراز در مجلس ملی هم شرکت کنند. واقعا برای آن‌ها یک امر مهمی بود. شاه ماشاءالله دوربین است و همه کارهای او انقلابی است.(ج2/41).

شاه و دموکراسی: ما ابداً‌ دموکراسی غربی نمی‌خواهیم که اقلیت عملا حکومت کند و خائن تشویق شود.(ج1/ 72).
ما هر گز نمی‌خواهیم از چنین دموکراسی تقلید کنیم و نخواهیم کرد(ج2/308)

تملق: اردشیر زاهدی در برابر شاه زانو می‌ِزند و شاه در دفاع از کار او می‌گوید « این یک ترادیسیون (سنت) ملی است» (ج2/16).
علم می‌گوید: باری سر ناهار رفتم و همه در ادای تملق بر یکدیگر پیش جستیم(ج2/6). شاه جایی از علم تعریف می‌کند و همه به علم تلفن می‌کنند و تملقش را می‌گویند علم می‌نویسد:آیا ممکن است مردم این‌قدر متلمق و چاپلوس باشند؟ این خاصیت دربار است. همه دربارهای دنیا هم چنین بوده است.(ج2/48).
 والا حضرت اشرف در شرفیابی به شاه عرض کرده بود اطراف شما را یک عده متملق چاپلوس گرفته‌اند. شاهنشاه خیلی بر آشفته بودند و بعد به من هم گله کردند که خواهرم چنین گفت. من با آن که خودم از متلقین هستم عرض کردم بالاخره از خواهر خودتان گله نفرمایید.(ج2/ 172)

ملت ایران: شاه می‌گوید: «اصولا ملت ایران اینطور است اگر در جلویش عقب نشینی کردی کارت تمام است و اگر ایستادی برده‌ای.(ج2/ 18).
شاه را گرفته دیدم. غفلتا‌ً فرمودند ملت پفیوز! عرض کردم چرا؟ فرمودند این محکومین –کمونیست‌های طرفدار چین- پس از ابلاغ حکم سرود خوانده‌اند. عرض کردم پس پفیوز نیستند! شاهنشاه خنده‌شان گرفت فرمودند: پدر سوخته!(ج2/182).


نوشته شده در چهارشنبه 88/11/21ساعت 11:27 صبح توسط محمد کاظم حقانی فضل| نظرات ( ) |