سفارش تبلیغ
صبا

... بر بساط نکته دانان

  همه ساله یک روز عمرم را در نمایشگاه کتاب می‌گذرانم و جمعه هم سهم امسالم بود. چند کتاب هم خریدم. گزیده تفسیر روض الجِنان و روح الجَنان هم بین کتاب‌هایی بود که خریدم. این تفسیر نوشته ابوالفتوح رازی است. تفسیری فارسی و شیعی متعلق به قرن ششم هجری. گاهگاهی فرازهایی از آن را خواهم نوشت و اما این بار 

گویند: یکی از جمله صالحان به بازار رفت تا بنده‌ای خرد. غلامی را نزد او آوردند؛
 گفت: یا غلام چه  نامی؟ گفت: فلان.
گفت: چه کار کنی؟ گفت: فلان کار.
 گفت: نخواهم این را دیگری را بیاری. غلامی دیگر بیاوردند،
 گفت: یا غلام! چه نامی؟ گفت آن که توام خوانی.
 گفت : چه خوری؟ گفت آنچم تو دهی؟
گفت: چه پوشی؟ گفت: آن‌چه توام پوشانی.
 گفت: چه کنی؟ گفت: آن‌چه توام فرمایی.
 گفت چه اختیار کنی؟ گفت من بنده‌ام، بنده را با اختیار و فرمان چه کار؟
 گفت: این بنده راستینه است. او را بخرید. (ج1، ص 88)

راستی اگر ما آفریده شده‌ایم تا بنده باشیم، چگونه‌ بنده‌ای هستیم؟ راستینه یا ... ؟

به تعبیر سعدی:
                                 بنده را نام خویشتن نبود      هر چه ما را لقب دهند آنیم

گر برانند و گر ببخشایند    ره به جای دگر نمی دانیم 


نوشته شده در یکشنبه 85/2/17ساعت 4:59 عصر توسط محمد کاظم حقانی فضل| نظرات ( ) |