نام: | |
ايميل: | |
دروغ گفتن حداقل دو صورت دارد
يکي آنکه گوينده حقيقت را ميداند ولي به دلايلي خلاف آن را به ديگري ميگويد
ديگري آنکه گوينده نيز حقيقت را نميداند ولي گمان ميکند که ميداند و همان تصور خود را به عنوان حقيقت به ديگران عرضه ميکند. روشن است که صورت اول کاري است غير اخلاقي، ولي دومي کاري غير اخلاقي محسوب نميشود، هر چند به لحاظ معرفت شناختي سخني غير صادق و يا کاذب گفته شده باشد.
تا اينجاي کار مشکلي نيست ولي اگر کسي بخواهد به خودش دروغ بگويد چه؟ آيا به جز صورت دوم امکان عملي دارد؟ به نظر ميرسد دروغگويي به شکل اول در مورد خود انسان معنا ندارد يعني هيچکس نميتواند به خودش دروغ بگويد زيرا حقيقت را ميداند. ولي ميدانيم که انسانها دروغهاي فراواني به خود گفته و ميگويند و جالب آن که موضوع بسياري از اين دروغها نيز خودشان هستند. يعني ما آدمها به خودمان درباره خودمان اطلاعات غلط ميدهيم. چطور چنين چيزي ممکن است؟
باز هم دراينباره خواهم نوشت.