نام: | |
ايميل: | |
طلبهها معمولاً ايام محرم و رمضان به سفر تبليغي ميروند و من هم مثل بقيه. ولي امسال به دليل مشغله فراوان توفيق تبليغ نبود. چند سال پيش که ميخواستم براي ماه رمضان تبليغ بروم کلي فکر کردم که براي مردم چه بگويم و يکي از موضوعاتي که براي آن رمضان انتخاب کردم زندگي عادي اهل بيت(ع) بود. کتاب سنن النبي مرحوم علامه نکات بسيار جالبي را درباره زندگي پيامبر اسلام(ص) گردآوري کرده است. امروز چند سطر از اين کتاب را ميآورم تا بدانيم که اين گونه هم ميتوان زيست:
ايشان وقتي کسي را ميديد براي دست دادن پيش قدم ميشد...
وقتي با کسي مصافحه ميکرد و دست ميداد دست خود را پس نميکشيد تا طرف مقابل دست خود را جدا ميکرد ...
هر گاه بين دو کار مخيرميشد هماني را برميگزيد که دشوارتر بود...
هنگام صحبت نگاهش را بين اصحابش تقسيم ميکرد ...
هيچگاه پايش را نزد ديگران دراز نکرد ...
اکثر اوقات رو به قبله مينشست...
هيچگاه انتقام شخصي نگرفت ...
اگر يکي از اطرافيان را سه روز نميديد پي جوي احوال او ميشد ...
خادمش ميگويد نُه سال خدمت او کردم يکبار نگفت چرا فلان کار را نکردي...
اصحاب را با کنيهشان ميخواند نه با نام کوچک ...
با گوشه چشمش به کسي کنايه نميزد ...
ميفرمود هيچگاه يکي از شما درباره ديگري نزد من چيزي نگويد که من دوست دارم قلبم نسبت به شما سليم باشد ...
به گونهاي در ميان اصحاب مينشست که وقتي غريبهاي ميآمد نميدانست پيامبر کدام يک از اين جمع است ...
لباس و کفشش را خودش وصله ميزد ...
هنگام مسافرت با جمع، در عقب کاروان راه ميرفت تا ضعفا را کمک کند و...
به نظر شما ما با او چقدر فاصله داريم؟
شرح اين هجران و اين سوز جگر اين زمان بگذار تا وقت دگر