مي دونيد به نظر منم اين جدايي دين از ايمان در تفكر غربي سير طبيعي خودش رو داشته . يعني با بلايي كه كليسا سر مسيحيت اورد همه چيز براي اين جدايي مهيا شد . ولي وضعيت غرب اصلا قابل قياس با اسلام نيست. ما مثل هميشه فقط ظاهر قضيه رو مي بينيم و از ريشه ها و عوامل شكلگيري يه پديده غافليم و مي خوايم به شكل اون چيزي در بيايم كه غرب با تمام روح و جانش و با تجربه ي عملي بهش رسيده.
فقط مي خوايم شكل اونا بشيم. كم و كيفش هم برامون مهم نيست.